بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان
بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه‌های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرد و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخت.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های عربی

الجزیره در مقاله ای، تحولات شش ماه پس از بحران‌های جنگی و امنیتی در خلیج فارس و تنگه هرمز را بررسی کرد. نویسنده معتقد است این تحولات نشان داد فرضیه «پایان جغرافیا» و بی‌اثر شدن موقعیت مکانی در عصر فناوری نادرست است؛ زیرا تنگه هرمز همچنان نقشی حیاتی در امنیت و اقتصاد جهانی دارد.

از دید مقاله، بحران اخیر اعتماد کشورهای عربی خلیج فارس به تضمین‌های امنیتی آمریکا را کاهش داده، اما به معنای پایان روابط با واشنگتن نیست. کشورهای منطقه به‌دنبال افزایش توان دفاعی داخلی، ذخایر راهبردی و ایجاد همکاری‌های امنیتی متنوع‌تر هستند.

در نظر نویسنده توافق دفاعی مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان نیز نماد این تغییر است. در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که امنیت «رایگان» آمریکایی جای خود را به امنیتی چندلایه و مدیریت‌شده داده است؛ به‌گونه‌ای که کشورهای خلیج فارس ضمن حفظ آمریکا به‌عنوان شریک، در پی ایجاد گزینه‌های بازدارندگی موازی‌اند.

المیادین در مقاله ای بررسی کرد که آیا ایران ممکن است پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶، با افزایش فشار امنیتی، نظامی یا اقتصادی، بر فضای سیاسی آمریکا اثر بگذارد. نویسنده معتقد است تهران می‌تواند با بالا بردن هزینه جنگ، فشار بر دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌خواه را افزایش دهد و زمینه را برای تقویت دموکرات‌ها در کنگره فراهم کند. در صورت پیروزی دموکرات‌ها، نظارت کنگره بر اختیارات جنگی، بودجه و تصمیمات رئیس‌جمهور افزایش خواهد یافت.

مقاله تأکید می‌کند که انتخابات میان‌دوره‌ای عمدتاً در شمار محدودی از حوزه‌های رقابتی تعیین می‌شود. در مجلس نمایندگان، ۱۹ کرسی کاملاً نوسانی و در سنا ۹ کرسی رقابت اصلی را شکل می‌دهند. همچنین، سابقه تاریخی نشان می‌دهد حزب رئیس‌جمهور معمولاً در انتخابات میان‌دوره‌ای متحمل شکست می‌شود.

با این حال، تشدید تنش می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و موجب حمایت رأی‌دهندگان از ترامپ شود. بنابراین، زمان‌بندی و کنترل پیامدهای اقدام احتمالی ایران اهمیت حیاتی دارد.

رای الیوم در مقاله ای با رویکردی بسیار انتقادی و سیاسی، دلایل نفرت از اسرائیل در جهان عرب و حتی غرب را بررسی می‌کند. نویسنده معتقد است اسرائیل به‌عنوان پروژه‌ای صهیونیستی و با حمایت غرب در فلسطین ایجاد شده و با اشغال سرزمین فلسطینیان، سرکوب مردم و جنگ غزه، ادعاهایش درباره دموکراسی و حقوق بشر را بی‌اعتبار کرده است.

از دید نویسنده، حمایت اسرائیل از حکومت‌های اقتدارگرا و نقش آن در تحولات کشورهای عربی نیز عامل دیگری برای افزایش نفرت عمومی است. مقاله همچنین تفاوت میان یهودیت و صهیونیسم را برجسته می‌کند و اسرائیل را وابسته به حمایت آمریکا می‌داند؛ حمایتی که به باور نویسنده در حال کاهش است.

نویسنده مقاومت مورد حمایت ایران را عامل اصلی آزادی فلسطین معرفی کرده و راه‌حل‌های سیاسی کشورهای عربی را بی‌اعتبار می‌داند. او پیش‌بینی می‌کند اسرائیل سرانجام از میان خواهد رفت و فلسطین از «نهر تا بحر» به فلسطینیان بازخواهد گشت

رسانه های انگلیسی

روزنامه نیویورک تایمز در تحلیلی به قلم پیتر بیکر، خبرنگار ارشد کاخ سفید، نوشت که جنگ شش‌ماهه ترامپ در ایران به «نسخه خودش از جنگ ابدی» تبدیل شده و او در برزخی میان نبرد تمام‌عیار و صلح واقعی گرفتار آمده است. به نوشته بیکر، ترامپ با وجود تهدیدهای رعدآسا، تمایلی به ازسرگیری بمباران گسترده ندارد و هم‌زمان نتوانسته توافقی با شرایط مطلوب خود منعقد کند. او نه پیروزی‌ای برای اعتبار دارد و نه راه فراری از پیامدهای سیاسی آن.

ریچارد هاس، رئیس پیشین برنامه‌ریزی سیاست وزارت خارجه آمریکا، این جنگ را «یک فاجعه کامل» خواند و گفت: «او می‌تواند اعلام پیروزی کند، اما این یک فروش بسیار دشوار خواهد بود. هیچ چیزی وجود ندارد که نشان دهد ما وضع بهتری داریم یا جنگ ارزشش را داشت.» در مقابل، حامیان جنگ ادعا می‌کنند که ترامپ «نقطه شیرین راهبردی» را یافته و ایران را «ضعیف‌ترین حالت در ۴۷ سال اخیر» قرار داده است.

این گزارش با اشاره به پنج عدد کلیدی، ابعاد شکست را ترسیم می‌کند: ۶۳ درصد مخالفت عمومی با جنگ، کاهش ترافیک تنگه هرمز از ۱۳۰ فروند به ۱۲ فروند در روز، افزایش ۱.۱۰ دلاری قیمت بنزین، ۱۸ کشته نظامی آمریکایی و کاهش موجودی موشک‌های پاتریوت از ۲۳۳۰ به ۷۵۹ فروند. نیویورک تایمز تأکید می‌کند که اهداف اولیه ترامپ محقق نشده و حکومت ایران نه تنها سرنگون نشده، بلکه «برنامه هسته‌ای خود را رها نکرده و می‌تواند آن را بازسازی کند.»

نشریه تایم در تحلیلی به قلم حمیدرضا عزیزی، نویسنده کتاب «محور مقاومت»، هشدار داد که راهبرد جدید «جنگ اقتصادی» ترامپ ممکن است به جای تسلیم، ایران را به سمت تشدید نظامی سوق دهد. به نوشته این تحلیلگر، کمپین تحریمی «روز دی اقتصادی» واشنگتن که بخش‌های دارایی دیجیتال، طلا و هوانوردی را هدف قرار داده، در حالی اعلام شده که اقتصاد ایران پیش از این نیز تحت فشار شدید قرار داشته و تورم مواد غذایی به ۱۲۸ درصد رسیده و ریال به پایین‌ترین سطح تاریخی خود سقوط کرده است.

عزیزی استدلال می‌کند که اگرچه تهران دلایل قدرتمندی برای اجتناب از تشدید نظامی دارد، اما محاسبات راهبردی آن در حال تغییر است. انتصاب سرلشکر احمد وحیدی به فرماندهی کل سپاه با دستور تقویت «عملیات آفندی قدرتمند علیه دشمن» و اظهارات محسن رضایی درباره ایجاد «تغییرات در نحوه اجرای جنگ»، نشانه‌های روشنی از این تحول است. مهم‌تر آنکه حمله موشکی ۲۸ ژوئیه به پایگاه آمریکا در اردن، «پاسخی به حمله آمریکا نبود» و نشان داد تهران اکنون «مایل به آغاز اقدام نظامی» است تا معادله راهبردی را تغییر دهد.

این تحلیل هشدار می‌دهد که با گذشت زمان، فشار اقتصادی فزاینده می‌تواند رهبران ایران را به این نتیجه برساند که تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» به معنای فرسایش تدریجی قدرت است. در چنین شرایطی، «تشدید تنش به عنوان ابزاری برای شکستن بن‌بست پیش از وخامت بیشتر موقعیت ایران» محتمل می‌شود. عزیزی با اشاره به بازسازی سریع زیرساخت‌های موشکی ایران و احتمال هدف قرار دادن مستقیم شناورهای جنگی آمریکا، نتیجه می‌گیرد که این ترکیب خطرناک از فشار اقتصادی و تغییر دکترین نظامی ایران، می‌تواند تشدید تنش را از یک «انتخاب» به یک «اجتناب‌ناپذیری» تبدیل کند. وی دیپلماسی را «کم‌هزینه‌ترین راه خروج» می‌داند و بر احیای یادداشت تفاهم به عنوان چارچوب موجود برای کاهش تنش تأکید می‌کند.

رسانه های چین و روسیه

خبرگزاری شینهوا در گزارشی با عنوان «گاه‌شمار جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران؛ رویدادهای کلیدی شش ماه گذشته» به مرور مهم‌ترین تحولات جنگ از آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه تا ۲۸ اوت از بن‌بست مذاکرات، تشدید درگیری‌ها و افزایش فشارهای اقتصادی واشنگتن پرداخته است.

شینهوا می‌نویسد جنگ با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل آغاز شد که به ترور و شهادت آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر وقت ایران، و شماری از مقام‌های ارشد انجامید. سپاه پاسداران در پاسخ، حملات موشکی و پهپادی علیه پایگاه‌های آمریکا در منطقه و اهدافی در اسرائیل انجام داد.

در ادامه جنگ، آمریکا و اسرائیل تأسیسات هسته‌ای ایران از جمله مرکز غنی‌سازی نطنز را هدف قرار دادند و آمریکا حملاتی را علیه جزیره خارک، مرکز اصلی صادرات نفت ایران، انجام داد. در همین دوره، دونالد ترامپ تهدید کرد در صورت بازگشایی نشدن کامل تنگه هرمز، زیرساخت‌های انرژی ایران را هدف قرار خواهد داد؛ با این حال اجرای این تهدید چند بار به تعویق افتاد. ایران نیز با حملات موشکی به اهدافی در جنوب اسرائیل پاسخ داد.

گسترش جنگ به جبهه‌های منطقه‌ای، یکی دیگر از محورهای مهم این دوره بود. حزب‌الله لبنان وارد درگیری شد و اسرائیل حملات گسترده‌ای علیه لبنان انجام داد. یمنی‌ها نیز با حملات موشکی به اهداف نظامی اسرائیل به‌طور رسمی وارد درگیری منطقه‌ای شدند.

در سوم آوریل نیز نیروهای ایرانی یک جنگنده اف۱۵ آمریکا را در جنوب‌غرب ایران سرنگون کردند که به عملیات گسترده جست‌وجو و نجات آمریکا انجامید.

تلاش‌های دیپلماتیک از اواخر مارس آغاز شد. آمریکا طرحی ۱۵ ماده‌ای را از طریق پاکستان به ایران ارائه کرد، اما تهران آن را نپذیرفت و طرحی ۱۰ ماده‌ای برای پایان دائمی جنگ ارائه داد. دو طرف در هشتم آوریل بر سر آتش‌بس دو هفته‌ای توافق کردند و مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم در پاکستان و سپس قطر ادامه یافت، اما اختلافات اصلی حل نشد.

تنگه هرمز در سراسر جنگ به یکی از اصلی‌ترین محورهای رویارویی تبدیل شد. ایران در ۱۱ ژوئن از بسته شدن کامل تنگه خبر داد و حملاتی را علیه اهداف نظامی آمریکا در بحرین، کویت و اردن انجام داد.

آمریکا نیز تهدید به محاصره کشتی‌های ورودی و خروجی تنگه کرد و در مقطعی عملیات اسکورت کشتی‌های تجاری را آغاز کرد، اما این عملیات بعداً متوقف شد.

در ژوئن، با میانجیگری پاکستان، آمریکا و ایران به توافقی برای ادامه مذاکرات دست یافتند و در ۱۸ ژوئن تفاهم‌نامه‌ای با دوره ۶۰ روزه برای دستیابی به توافق نهایی امضا کردند. با این حال حملات جدید در اواخر ژوئن و هشتم ژوئیه بار دیگر آتش درگیری را شعله‌ور کرد. آمریکا در هشتم ژوئیه ۸۰ هدف ایرانی را بمباران کرد و سپاه پاسداران در پاسخ به ۸۵ موضع نظامی آمریکا در بحرین و کویت حمله کرد. ترامپ پس از آن اعلام کرد آتش‌بس با ایران پایان یافته است. ایران نیز در ۱۸ ژوئیه اجرای تعهدات خود در چارچوب تفاهم‌نامه را متوقف کرد.

مهلت ۶۰ روزه مذاکرات در ۱۷ اوت بدون دستیابی به توافق نهایی پایان یافت. یک روز بعد، ترامپ از توقف گفت‌وگوها خبر داد و سپس از آنچه «شدیدترین عملیات اقتصادی» علیه کشورهای کمک‌کننده به ایران خواند، رونمایی کرد. آمریکا در ۲۴ اوت نیز تحریم‌های تازه‌ای علیه ایران اعمال کرد. در مقابل، مقام‌های ایرانی هشدار دادند مشارکت هر کشوری در عملیات اقتصادی آمریکا علیه ایران می‌تواند به‌عنوان «اقدام جنگی» تلقی شود.

شینهوا در پایان به اظهارات ۲۸ اوت عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اشاره می‌کند که گفت دیپلماسی با آمریکا می‌تواند دوباره آغاز شود، مشروط بر آنکه واشنگتن بپذیرد اعمال فشار علیه تهران نتیجه‌بخش نیست؛ موضعی که نشان می‌دهد پس از شش ماه جنگ، مسیر حل‌وفصل بحران همچنان با بن‌بست جدی روبه‌رو است.

راشاتودی در گزارشی با عنوان «تحریم‌های جدید ایران بیش از آنچه آمریکا می‌خواهد آشکار می‌کند» به تغییر رویکرد واشنگتن از جنگ نظامی به فشار اقتصادی علیه ایران پس از حدود شش ماه درگیری پرداخته است.

به نوشته راشاتودی، آمریکا پس از یک کارزار نظامی که به نتیجه تعیین‌کننده‌ای نرسیده، دامنه تحریم‌های خود علیه ایران را در حوزه‌های دارایی‌های دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی گسترش داده است. نزدیک به ۶۰ شرکت، فرد و کشتی نیز به فهرست تحریم‌ها افزوده شده‌اند و پنج نفتکش به‌عنوان دارایی مسدودشده معرفی شده‌اند.

واشنگتن همزمان برنامه پاداش برای دریافت اطلاعات درباره مقام‌های ارشد سپاه پاسداران و اعضای مرتبط با ساختار سیاسی ایران را احیا کرده است.

این گزارش می‌نویسد حملات آمریکا و اسرائیل در جریان نزدیک به شش ماه جنگ، خسارات قابل توجهی به زیرساخت‌های نظامی ایران وارد کرده و بخشی از شبکه منطقه‌ای این کشور را تضعیف کرده، اما نتوانسته تهران را به تسلیم یا تغییر سیاست‌هایش وادار کند. ایران همچنان توان موشکی و پهپادی خود و قابلیت تهدید تأسیسات آمریکا در منطقه را حفظ کرده و مهم‌تر از آن، نفوذ قابل توجهی بر تردد دریایی در تنگه هرمز دارد.

بر اساس گزارش، هزینه مستقیم جنگ برای آمریکا تا ژوئیه دست‌کم ۳۷.۵ میلیارد دلار بوده است. همچنین حدود ۶۵ درصد ذخایر موشک‌های رهگیر پاتریوت در پنج ماه نخست جنگ مصرف شده، ذخایر موشک‌های تاد دست‌کم ۳۸ درصد کاهش یافته و مصرف موشک‌های کروز تاماهاوک به نزدیک نیمی از موجودی آمریکا رسیده است. حمایت داخلی از جنگ نیز حدود ۳۵ درصد گزارش شده است.

راشاتودی تغییر تمرکز واشنگتن به جنگ اقتصادی را نشانه دشوارتر شدن ادامه عملیات نظامی می‌داند. تحریم‌ها به آمریکا اجازه می‌دهد بدون پرداخت هزینه یک کارزار هوایی جدید، فشار بر ایران را از طریق بانک‌ها و شرکت‌های خارجی افزایش دهد و همزمان فرصت بیشتری برای بازسازی ذخایر تسلیحاتی خود به دست آورد.

چین مهم‌ترین مانع در برابر این راهبرد آمریکا معرفی شده است. چین در سال ۲۰۲۵ به‌طور میانگین روزانه حدود ۱.۳۸ میلیون بشکه نفت از ایران خریداری می‌کرد که بیش از ۸۰ درصد صادرات دریایی نفت ایران بود. صادرات نفت ایران به چین در اوت ۲۰۲۶ به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز کاهش یافته، اما گزارش دلیل اصلی این افت را جنگ و محاصره دریایی می‌داند، نه همراهی پکن با تحریم‌های آمریکا. واشنگتن نیز تاکنون از تحریم بانک‌های بزرگ چینی خودداری کرده است.

راشاتودی در ادامه به مسیرهای جایگزین ایران برای دور زدن فشارهای اقتصادی اشاره می‌کند؛ از جمله خط لوله گوره ـ جاسک برای انتقال نفت به دریای عمان، بندر چابهار، گذرگاه‌های زمینی با کشورهای همسایه، صادرات گاز به ترکیه و عراق، استفاده از ارزهای ملی و تهاتر. انتقال کشتی‌به‌کشتی، تغییر پرچم و مالکیت نفتکش‌ها و خاموش کردن سامانه‌های شناسایی کشتی‌ها نیز از روش‌های مورد استفاده در تجارت نفت ایران عنوان شده است.

این گزارش در پایان هشدار می‌دهد تشدید استفاده آمریکا از سلطه دلار برای اعمال فشار بر ایران، می‌تواند کشورهای دیگر را به سمت استفاده بیشتر از ارزهای ملی، طلا و سازوکارهای پرداخت مستقل سوق دهد.

راشاتودی پیش‌بینی می‌کند رویارویی تهران و واشنگتن بیشتر به سمت یک نبرد اقتصادی و طولانی‌مدت حرکت کند؛ نبردی که در آن ایران از مسیرهای تجاری جایگزین و اهرم تنگه هرمز برای حفظ توان مقاومت اقتصادی و سیاسی خود استفاده خواهد کرد.